داغ ترین خبر ==> پوریا کچل شد
سلام سلام صد تا سلام ؛ 


گل پسرم مدتی نبودم تا اتفاقات اخیر رو برات بنویسم آخه میدونی ، مامان میره دانشگاه و حسابی با کلاسها و درسهاش مشغوله
، اصلا وقت سر خاروندن هم ندارم تازه چهار روز در هفته تورو خونه مامانی میزارم و پسمل مامان هم از بازی گرفته تا خرابکاری از همه جور شیطنت و شیرین کاری دریغ نمی کنه![]()
خبر خبر محمد پوریــــا کچل شد. ![]()
خبر خبر خوشگلترین پســر دنیا کچـــل (تاس) شد.
وای میدونی چه بلا یی سرت اووردیم آره آره کچل شدی تـــاس شدی


![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()


روز هفدهم آبان ماه سال 90 در حالی که موهـای پوریا از لحظه تولد یک بار هم کوتاه نشده بود و طول بعضی از تارها به بیست سانتیمتر هم می رسید در یک سال و هشت ماه و یک روز و دو ساعت و بیست و دو دقیقه و سی و پنچ ثانیه سالگی کوتاه شد. 


آخی منم دلم راضی نیود موهات رو کوتاه کنم
ولی همه می گفتن موهای بلند برای بچه خوب نیست چون باعث جلوگیری از افزایش قد میشه و همچنین بعد از تولد بچه حتما بکبار باید موهاش رو از ته زد با این تفاصیر در حالیکه من و بابایی خیلی استرس داشتیم
که ایا به ما اجازه کوتاه کردن موهات رو می دی و یا اینکه بعد از کوتاه کردن موهات نکنه دیگه مثل قبل خوشکل نباشی
شروع کردیم به اصلاح کردن موهای قشنگت با اینکه از صدای ماشین اصلاح یه خورده می ترسیدی و نسبت به ریختن موهات روی دستات و باهات هم بدت می اومد ولی در نهایت گذاشتی که تاست کنیم (چون کارتون پینگو پینگو رو دوست داری از این ترفند استفاده کردیم )
ولی یه چیز جالب به پسرم قسنگم بگم چون تو نذاشتی بابایی خوب کچلت کنه بعضی از موهات خوب کوتاه نشدند
ولی در نهایت موفق به کوتاه کردن موهای قشنگت شدیم. یه چیر دیگه مامانی می گفت باید هم وزن موهای بچه ای که برای بار اول موهاش رو کوتاه می کنی صدقه بدیم اخرش هم با هم رفتیم اب بازی
کاری که خیلی دوست داری .![]()
حوادث اخیر :
واسه اینکه اذیتم نکنی و بزاری که به درسام برسم واست رفتم و یه عالمه وسیله خریدم مثل مداد رنگی
، مداد شمعی،دفتر نقاشی
، چند تا کتاب قصه،پازل حروف،حیوونای وحشی البته ست اهلی
رو قبلا مامانی برات خریده بود .هی حیوونارو بر میداری باهاشون منو میترسونی و
میگی هوووووو یا اخخخخخخخ ؛یا مرتب کنار هم میچینی و بعد با یه حرکت همه رو میندازی همون بلایی که سر آجرهات میاری. با مداد شمعیهاتم
یه روز رو قالی نقاشی کردی وای با چه زحمتی پاکش کردم.![]()
دیروز که رفتیم خونه مامانی وقتی که من مشغول درس خوندن بودم یهو دیدم که سر خودکارو باز کردی و جوهرشو ریختی رو قالی کرم رنگ وای چه بلایی سر قالی مامانی اووردیم
تو جوهر ریختی منم مثلا میخواستم درستش کنم زدم چش و چالشو در اوردم. (خواستم پاکش کنم زدم بدترش کردم)![]()
یه خبر جالب دیگه ،
تو حیاط خونه مون یه انگور هست
چند شب پیش که بابا جمعش کرد و داخل حیاط گذاشته بود چشمت روز بد نبینه آقا دزده شب اومده بود و انگورها رو برداشته بود
تازه جک ماشین رو که بابا تو حیاط گذاشته بود رو هم برداشته بود و با خودش برده بود ؛ عجب دزد نامردی بوده ها به هیچی رحم نکرده ولی سرو صدا نکرده و مارو از خواب هم بیدار نکرده بود از رو دیوار اومده و از همونجا هم رفته.


فعلا خداحافظ


داغ ترین خبر ==> پوریا کچل شد
